Get Adobe Flash player

پدر

 

بررسی‏ها نشان می‏دهد فرزندانی که پدر عصبانی دارند دو برابر بیشتر از سایر کودکان در معرض استرس و اضطراب قرار دارند. عصبانیت والدین به ویژه پدر به منزله بمبی برای فرزندان به‌خصوص کودکان است که هر لحظه امکان انفجارشان وجود دارد و موجب بروز اضطراب در فرزندان می‏شود. با منیژه عباسی روانشناس و فعال در زمینه حقوق کودکان درباره تاثیرات روانی آزار روی کودگان به گفت‏وگو نشسته‏ایم.
چه نوع رفتاری علیه کودکان، کودک‏آزاری محسوب می شود؟
آزار جسمانی به هرگونه تنبیه یا ضرب و شتم یا هر نوع برخورد منفی فیزیکی نسبت به کودکان اطلاق می‏شود. مانند کتک زدن با دست مثل سیلی زدن یا با مشت زدن، آزار با وسایل مختلف و به وسیله اشیایی چون کمربند، کفش، خط کش، محروم کردن کودک از غذا و گرسنه نگاه داشتن او، استفاده از قاشق داغ برای سوزاندن یا با هر وسیله دیگر، پرت کردن اشیا به سمت کودکان به قصد تنبیه یا ترساندن و هل دادن کودکان یا پرت کردن آنها.
اما در تعریف حقوق کودک، بی‏توجهی و غفلت از کودک هم، نوعی آزار محسوب می‏شود که می‏تواند آثار روانی عمیقی روی کودکان بگذارد. درست می‏گویم؟
کودک‏آزاری در تعریف نهایی به مجموعه رفتارهایی گفته می‌‏شود که سلامت جسمی و روانی کودک را به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه در معرض خطر قرار می‏دهد. تا مدت‏های طولانی تاکید بر رفتارهایی بود که به صورت مستقیم به کودک آسیب وارد می‏کرد مانند ایراد ضرب و جرح یا سوزاندن اما به تدریج آزارها دامنه وسیع‌‏تری را در برگرفت. به تدریج کارشناسان متوجه شدند که ریشه بسیاری از اختلالات روانی در بزرگسالی، در کودکی است. دیگر دایره آزار کودکان دایره وسیعی از آزارهای جسمی، ‌جنسی، روحی، روانی و غفلت است. به طور مثال پدر و مادری که به تامین لباس و غذای کودک توجه نمی‏کنند نیز کودک‏آزاری انجام می‌دهند. اگر کودک از لحاظ امکانات آموزشی و بهداشتی مورد توجه قرار نگیرد، مورد کودک‏آزاری واقع شده است.
این آزارها چه تأثیری روی کودکان دارد؟
نخستین تأثیر این‌گونه رفتارها ایجاد احساس ترس، ناامنی و وحشت در کودکان است. آنها در برابر والدین خویش قدرتی ندارند و به همین دلیل احساس ناتوانی، ضعف، هراس و خشم و عصبانیت در چنین کودکانی ریشه می‏دواند. چرا که ناتوانی و ضعف روی دیگر سکه ترسیدن و عصبانیت است. این نوع کودکان اعتماد خود را به والدین خویش که باید حامی آنها باشند به طور کلی از دست می‏دهند. در مرحله بعد آنها اعتماد و اطمینان خود را نسبت به محیط اجتماعی و مردم دیگر هم از دست خواهند داد. در نتیجه به احتمال زیاد به آدم‏هایی مشکوک و مظنون، دارای احساسی دائمی از ناامنی و فاقد حرمت نفس مبدل خواهند شد.
او حرمت نفس خود را از دست می‏دهد زیرا مدام خود را بد و بی‏ارزش می‏داند. مدام صدایی در درون اوست که می‏گوید: «من بد هستم و مستحق تنبیه»؛ اینها ضرباتی است که براعتماد به نفس او وارد شده و لذا به حس ناتوانی‏اش منجر می‏شود. مجموعه این احساسات در او تولید خشم و عصبانیتی پنهانی می‏کند که نسبت به خودش دارد و سرانجام به دام افسردگی و اضطراب‏های شدیدی می‏افتد که او را ویران می‏کنند.
براساس تحقیقات انجام شده، آزارهای جسمانی می‏تواند حتی بر ضریب هوشی کودک نیز تأثیرات مخرب و منفی بگذارد و به بخش‏های مهمی از مغز او آسیب بزند. این کودکان برای رهایی از خشم و عصبانیت درونی خویش، آنجا که زورشان می‏رسد، قدرت‏نمایی می‏کنند مثل آزار دادن حیوانات یا اذیت کردن همکلاسی‏ها در مدرسه یا خواهر و برادر کوچک‌تر در منزل. از آنجا که او مورد ظلم و ستم والدین قرار گرفته است، در نتیجه خود نیز به شخصیتی ظالم و ستمگر مبدل می‏شود و همان رفتارها را با دیگران در محیط اجتماعی‏اش انجام می‏دهد.
وقتی که پدر یا مادری از دست فرزند خویش آن‏قدر عصبانی است که احساس می‏کند با آزار دادن یا به عبارتی تنبیه جسمانی و کتک زدن کودک خود آرام خواهد گرفت، چه روش‏هایی برای کنترل خویش پیشنهاد می‏کنید؟
اولا باید والدین بدانند که رفتاری چون آزار جسمانی به کودک زشت‌ترین و بدترین عمل ممکن است و کاملا بی‏نتیجه در یاد دادن یک رفتار درست به او. پس باید به هیچ دلیلی کودک را مورد آزار جسمانی قرار نداد. اما در صورتی که برخی والدین به دلیل عدم شناخت یا درک درست از این موضوع یا ساختار روانی‏شان با چنین احساسی مواجه می‏شوند بهتر است خود را از فضای آزاردهنده‏ای که پیش آمده به سرعت دور کنند. باید دقت کنید که در کدام بخش از اندام‏های خود بیشتر احساس عصبانیت می‏کنید ؟ گلو، صورت، سینه، دست‏ها، پا و… روی همان بخش از بدن خود متمرکز شوید و سعی کنید خشم خود را به شیوه درستی (و در یک فضای امن و به دور از تنش) از آن بخش خارج کنید. مثلا «اگر احساس عصبانیت متوجه گلو وحنجره شماست، در یک بالش یا متکا فریاد بکشید، اگر در دست‏های شماست به بالش مشت بزنید، اگر پاهای شما نقطه ثقل عصبانیت شماست، سعی کنید راه بروید یا بدوید. اگر در برخورد با فرزندتان حس کردید می‏خواهید بر سر او فریاد بکشید، با دست دهان خود را بسته نگه دارید، یا پا و دست خود را که می‏خواهید با آنها ضربه‏ای وارد کنید محکم نگاه داشته و کنترل کنید و سپس هرچه سریع‌تر خود را از آن محیط دور سازید.
حتما» با خود معلوم کنید که عامل یا عوامل ناراحت‏کننده شما چه بوده‏اند و سپس به دنبال «راه حل» مناسب بگردید؛ با نفس‏های عمیق، نوشیدن آب و انتقال فکر به روی موضوعی خوشایند و تمرکز بر آن خود را آرام کنید و آن‌گاه حتما با فرزندتان درباره راه‏حل‏های مناسب به گفت‏وگو بنشینید.

منبع : آفتاب

 

کودکانی که کار‌های نادرست انجام می‌دهند ، آنهایی هستند که بیشتر از همه به دوست داشتن نیاز دارند.

کودکی دوران کسب تجربه‌ها و احساسات گسترده است. کودکی، توپ بازی در پارک، دوچرخه سواری، بازی با دوستان و داشتن اوقات خوش است. کودکی یعنی داشتن یک زندگی بدون مسوولیت و کشف سرگرمی‌های تازه در هر روز. کودکی دورانی است که کودکان دنیای اطرافشان را با دقت مشاهده می‌کنند و بی‌اختیار ، نظرات و ایده‌هایشان براساس همین مشاهدات، شکل می‌گیرد.

کودکی سن انعطاف‌پذیری است از این‌رو هر کودک به حداکثر توجه و عشق والدین، اعضای خانواده، معلم و دیگر افراد اطراف خود نیاز دارد.

به هر حال، همه کس تصویر دلپذیری از کودکی خود ندارد. تجربیات ناراحت‌کننده مانند: از دست دادن یکی از والدین یا کسانی که دوستشان دارند ، آزار‌های خانگی، اعتیاد والدین یا بیماری‌های جدی، زخم بزرگی بر روح معصوم کودکان بر جای می‌گذارد. حتی توهین‌های کلامی یا رقابت بین فرزندان که برای برخی افراد مشکلاتی هستند که زود فراموش می‌شوند ، می‌تواند تاثیر منفی بر برخی دیگر بگذارد. در این زمان‌ها کنار آمدن با کودک برای والدین به شدت مشکل خواهد بود. کنار آمدن با کودکان در شرایط سخت شاید آسان نباشد ، اما این مرحله‌ای است که نیاز به صبر و توجه بیشتری دارد.

اگر شما پدر و مادری هستید که تصور می‌کنند در مورد کنار آمدن با کودک مشکل‌سازشان نیاز دارند با کسی مشورت کنند ، اولین کاری که باید انجام دهید این است که به فرزند خود به چشم یک کودک مشکل‌ساز نگاه نکنید.

اگر شما پدر و مادری هستید که تصور می‌کنند در مورد کنار آمدن با کودک مشکل‌سازشان نیاز دارند با کسی مشورت کنند ، اولین کاری که باید انجام دهید این است که به فرزند خود به چشم یک کودک مشکل‌ساز نگاه نکنید. یکی از نکات مهم در تربیت کودکان ، صبر والدین در مواردی است که کودک رفتارهای غیرمعمولی انجام می‌دهد. برای مثال رفتار‌های تهاجمی شدید از خود نشان می‌دهد یا به شدت گوشه‌گیر و منزوی می‌شود ، سعی کنید ریشه اصلی مشکل را در کودک شناسایی و تجزیه و تحلیل کنید. با کودک خود حرف بزنید، رفتارهای او را با دقت زیر نظر بگیرید، با دوستان فرزندتان صحبت کنید و این مشکل را با معلم او مطرح کنید. البته بهترین و مطمئن‌ترین کار در صورت بروز رفتار‌های بسیار غیرمعمول مشورت با یک مشاور یا روان‌شناس کودک است.

 

اولین و مهم‌ترین قانون در تربیت کودکان این است که خود را درگیر مشکلات کودک کنید. البته شما نباید پدر و مادر آزاردهنده‌ای باشید که در همه مسائل فرزندشان دخالت (فضولی) می‌کنند ، بلکه فقط باید سعی کنید تا آنها از مسیر اصلی زندگی منحرف نشوند. همیشه یک رابطه سالم با فرزند خود داشته باشید و سعی کنید این ارتباط به نوعی باشد که هر وقت کودک به شما احتیاج داشت، شما در دسترس او باشید و راهکارهای مفید به او ارائه دهید ، نه این که یک دیوار سرد و سخت از قانون  بین خود و فرزندتان بکشید.

با احترام با کودکان رفتار کنید. به آنها اجازه دهید از خانه خارج شوند و دنیای بیرون را از دیدگاه خودشان تجربه کنند اما به قدری به آنها عشق بورزید که همیشه در آخر به سمت شما بازگردند.

به عنوان پدر یا مادر همیشه سعی کنید فرق بین آزادی بیان و بی‌حرمتی را برای کودک توضیح دهید. آموزش آزادی به همراه احساس مسوولیت در کودک شاید یکی از بزرگترین دستاورد‌های والدین در یک تربیت خوب باشد. آموختن تفاوت بین سفید وسیاه به کودک بسیار آسان است یعنی خیلی راحت است که هرگاه از کودک اشتباهی سر زد سر او فریاد بکشید و او را توبیخ کنید و هرگاه کار خوبی انجام داد او را تشویق کنید ، اما هنر این است که والدین بتوانند مناطق خاکستری زندگی را به کودک نشان دهند.

 

منبع : تبیان